يكي از آثار و بركات انتخابات گذشته ،ظهور و شكوفايي شگفت انگيز عده ي كثيري جامعه شناس و مورخ و تحليل گر و دانشمند در حوزه علوم اجتماعي و اقتصادي و سياسي و فرهنگي و...بود! و اين از فوايد غير قابل انكار انتخابات بود كه بسياري امثال من دست و قلم شان به كار افتاد و در جهت پيشبرد اهداف اسلام ومسلمين چه ها كه نكرد يم / ند! واگر نبود اين جد و حهد شبانه روزي ،واقعا عجيب خطري تهديد مي كرد اسلام را ومسلمين را!
و اين اولين ِ فوايد اين انتخابات بود كه مي خواهم اينجا تعداد ديگري شان را نيز برشمرم!
تعبير ديگر فايده ي مذكوربه قول عده اي از دوستان ِ... – كه نمي دانم بايد چه بنامم شان – مي شود ايجاد زمينه هاي جامعه ي مدني اي كه سال ها آرزويش را داشتند: همراه كردن كف جامعه. چه بسيارند آدم هايي كه مي شناسيم شان و تا قبل از انتخابات ، آخرين باري كه روزنامه خريده بودند براي ديدن نتايج كنكور اقوامشان بود (مال چند سال پيشه؟!) و مهم ترين دغدغه شان مدل عمل دماغ پسر همسايه، و امروز اعتماد ملي آرشيو مي كنند( قبل از توقيف البته!) و در كتاب ها دنبال گذشته ي حجاريان مي گردند. البته ويژگي هاي ديگري نيز پيدا كرده اند هم چون پيگيري اخبار به صورت مستمر از بي بي سي فارسي و VOA؛ اطلاع يافتن از خطبه هاي نماز جمعه در سراسر كشور ،از تهران و شميرانات بگير تا مشهد و اردبيل و كردستان! ، پيگيري جدي سفر هاي چاوز به ايران و شمارش تعداد آن ها ، به اضافه ي بررسي دقيق روزهاي تولد مشاهير تازه متولد شده و جشن تولد گرفتن براي ايشان! اين ها را واقعا و بدون اين كه ذره اي قصد تمسخر داشته باشم ، مي گويم. همه ي اين ها يعني بالا رفتن درك و آگاهيي جامعه ، يعني بالا رفتن نظارت عمومي بر مسئولان ، يعني مشاركت واقعي مردم در مقدرات اساسي نظام. يعني امروز ديگر اگر رئيس سازمان انتقال خون شهري براي فيگور خون دادن – چون كم از سه ماه گذشته است از بار قبلي كه خون داده است- فيلم بازي كند ، اخبار تلويزيون نشانش مي دهند و چسب را از روي دستي كه سوزني در آن فرو نرفته است مي كنند و آبرويش را مي برند! يعني اگر محمدرضا باهنر- با هر دليل غير موجهي! – درباره ي راي اعتماد وزرا افتضاح به بار مي آورد اين طرفي و آن طرفي مي فهمند كه ...
و اين يعني برداشتن قدمي مه در جلوگيري از تخلف، در مبارزه با فساد دستگاه هاي اجرايي و مديريتي كشور ؛ گامي مهم در جهت رسيدن به جامعه اي كه همه ي مديران و مسئولين و كارمندانش در قواره ي نظام اسلامي بگنجند...
اتفاق مهم ديگري كه افتاد ، رو شدن دروغ بودن بسياري ژست ها و شعارها ي كثيف بود ،شعارهايي كه سال هاي سال عده اي معتقد بودند مي توانند با آن ها مملكت داري كنند! گمان باطل داشتند كه مي شود كشور را اداره كرد بدون هيچ شعار " مرگ بر" ی. متوهم بودند – يا دشمن و معاند ، نمي دانم – كه مي نشستند و بر مي خاستند و " زنده باد مخالف من" بلغور مي كردند، بي آنكه حرفي بزنند از حدي ، مرزي ، ديواري!...
واين انتخابات و حوادث بعدش چه قدر قشنگ از اين توهم درشان آورد. كيف مي كردم روز قدس وقتي مشت هاشان را گره كرده بودند و " مرگ بر"روسيه و " مرگ بر"چين مي گفتند. و انگار هر " مرگ بر"ي كه مي گفتند تفي بود بر صورت هر آنكه مي خواست " تبري " را از ما بگيرد. كجايند آن ها كه سال هاي سال ، مشت هاي گره شده را نماد خشونت مي ناميدند و تحجر و مخالفت با حقوق بشر و دموكراسي ؟! گوش هايشان مي شنود امروز؟ چشم هاشان مي بيند آيا؟! كه به هر دليلي، خودشان هم فهميدند بدون " مرگ بر" نمي توانند...! كه نمي توان! حقيقت عالم است ديگر ، كاري اش نمي شود كرد! خالق ، عالم را خلق كرده است بر مبناي تولي و تبري ؛ و هر كه بخواهد هر كدام را از بين ببرد ، بايد با خالق در بيفتد... بگذرم! واين از فوايد مهم اين انتخابات بود.
- البته واضح است كه در مورد درستي يا غلطي شعارها حرف نمي زنم ديگه! كه اگر در گذشته ، مسير ِ به سمت قله را داشتند به سمت دره مي رفتند، الان – با مرگ بر – رويشان را كرده اند به سمت قله ، اين بار اما در جاده انحرافي به سر مي برند! و مشخص است كه اين يك قدم به جلو است در راه رسيدن به قله. -
نظريه مضحك ديگري كه خودشان در عمل برطبل رسوايي دروغ بودنش كوفتند ، محدود كردن دين به زندگي فردي بود. دوستاني كه ساليان دراز تئوري ها مي دادند در باب جدا كردن هر مظهر دين اي از زندگي اجتماعي و سياسي مردم ، و فريادها مي كشيدند بر سر دين داران ، كه با حكومت استفاده ابزاري مي كتيد از دين و آن را بازيچه كرده ايد ، اين بار خودشان به هر باور و اعتقاد مذهبي اي كه در مردم مي شناختند ، آويزان شدند و به هر چه مقدس و مقدسات بود دست انداختند براي اثبات خودشان!
مدعيان "جدايي دين از سياست" ، پرچم سبز اهل بيت(عليهم السلام) در دست مي گيرند، به تقدس سيد بودن استناد مي كنند ، خانواده ي شهدا را دليل مي آورند ، دغدغه شان دين مي شود!
مدعيان "جدايي دين از سياست" ، از آرمان هاي امام خميني (ره) مي گويند و مشي و عمل اش ! نگران انقلاب او شده اند و سر انجام اش!
عجب پارادوكس عميقي! عجب دروغ عملي بزرگي!
- باز هم تذكر بدهم كه واضح است منظورم تائيد سوء استفاده هايي كه از مقدسات شد ،نيست! اين ها كه نوشتم ، ربطي به غلط يا درست بودن عمل انجام شده ندارد؛ دارم از منطق اي كه پشت عمل ها بود مي گويم ، از روح حاكم! كه منافات ذاتي دارد با ادعاهاي عاملان... -
و باز هم اين قدمي است در جهت حركت جامعه به سمت اسلامي شدن ؛ نمايان شدن پوچ و تو خالي بودن ِ نظريه هاي افرادي كه خودشان هم قائل به گفته هاشان نيستند ، تنوير افكار عمومي و آگاهي بخشي ، آن هم از نوع عملي!
فايده بعدي اي كه كشف كردم (!) شكست خواص بود ، كه به نظرم از آن فايده هاي خيلي مفيد است! از جمله ي فوايد اين كه وقتي يكي از "خواص" رفوزه مي شود ، حساب كار حسابي مي آيد دست همه ! كه خداوند عقد اخوت نبسته است با هيچ بني بشري ، هيچ كدام! اين همه آدم با آن همه سابقه درخشان در كار نامه، بعد از چندين دهه "خواص" بودن ، اشتباه مي كنند و مي افتند ،چه رسد به امثال من!...
فايده ي ديگر اينكه: بعضي از اين خواص ، به انواع القاب و عناوين مزين بودند... و اين، از آن بزرگ ترين تهديد هاست! داستان شريح قاضي را كه يادمان نمي رود! مي دانيم كه صوت قرآن بعضي خوارج عجيب دل مي برده است! و اين كه ابو موسي اشعري مجتهد بوده است براي خودش! و چه خوب شد كه امروز ديگر آن قدر تعجب بر انگيز نيست اشتباه همسر و پدر و مادر و پسر و دختر و نوه هاي فلان شهيد و مجتهد و آيت الله و... . ديگر انتساب به كسي يا خانواده اي يا حتي جرياني ، در ذهن ها باعث تقدس بيهوده يافتن و بالا رفتن ، يا مبري شدن از خطا و اشتباه نمي شود.
كه باز قدمي است مهم جهت تحقق عدالت ، برقراري تعادل ، جلوگيري از سوءاستفاده هاي مرتبط بسيار!